بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
چهارشنبه ۰۸ اسفند ۱۴۰۳ - ۰۹:۰۰
چهارشنبه‌های داغ: فساد‌های مالی تان زیر ۳ تا ۴ هزار میلیارد تومان نباشد، چرا که مجازات فساد‌های کوچک سنگین‌تر است؛

اینجا ایران است، سرزمین "بانک‌خواران گردن‌کلفت"

اینجا ایران است، سرزمین
اینجا ایران است، سرزمینی با تعداد بالایی از بانک‌های خصوصی و دولتی متخلف که زندگی میلیون‌ها نفر را به فقر و بدبختی کشیده‌اند. بانک‌هایی که به واسطه فسادی به نظر سازمان‌یافته، منابع‌شان توسط عده‌ای گردن‌کلفت و بانک‌خوار به یغما برده می‌شود و جور تورم‌های ناشی از ناترازی‌هایش را، مردم فقرزده کشور می‌کشند. برخی از این دوستان نظیر جناب هادی رضوی (داماد جناب شریعتمداری از وزرا و مدیران با ثبات جبهه اصلاحات) پول‌های یامفت مردم را صرف ارتقاء سطح فرهنگی کشور و ساختن سریال‌های اساطیری شهرزاد و شاه‌گوش کردند و برخی به مانند حاج حسین هدایتی ترجیح دادند تا در راستای ارتقاء سلامت جامعه… فرق مادر کرجی که بابت ۲ میلیون تومان بدهی ۱۰ سال از زندگی اش را در زندان سپری کرد با برادران ریخته‌گران یا امامی‌ها یا پهلوان‌ها، زنجانی‌ها و هادی رضوی‌ها در حکومت اسلامی با الگوگیری از عدل علی - ع - چیست که شاهد چنین تبعیضی هستیم؟ خدایی ناکرده اگر می‌خواهید دزدی کنید، فقط به رقم‌های بیش از ۲.۰۰۰ تا ۳.۰۰۰ میلیارد تومانی فکر کنید چرا که شواهد بدست آمده نشان می‌دهد مجازات فساد کلان به مراتب پائین‌تر از سرقت گوشی یا کیف دستی از یک پیرزن می‌باشد....
کد خبر : ۲۹۱۲۲۱

بورس نیوز:

 اینجا ایران است، سرزمینی با تعداد بالایی از بانک‌های خصوصی و دولتی متخلف که زندگی میلیون‌ها نفر را به فقر و بدبختی کشیده‌اند. بانک‌هایی که به واسطه فسادی به نظر سازمان یافته، منابع‌شان توسط عده‌ای گردن کلفت و بانک‌خوار به یغما برده می‌شود و جور تورم‌های ناشی از ناترازی‌هایش را، مردم فقرزده کشور می‌کشند.

اینجا ایران است همان کشوری که دستگاه قضائی‌اش، سالانه بیش از ۵.۵ میلیون پرونده با موضوع دعوا‌های خانوادگی، سرقت‌های کوچک، مهریه‌های پرداخت نشده، اعتراضات سیاسی با قید فوریت و ... را رسیدگی می‌کند، اما از پس پرونده چند ابر بدهکار بانکی شناخته شده بر نمی‌آید.

اینجا ایران است، کشوری که انگار حرفه اصلی بانک مرکزی‌اش، به نوسانگیری از دلار و فروش سکه‌های گران امامی به مردم بیچاره اش تبدیل شده و کوچکترین اقدامی در نظارت و حل بحران بانک‌های ورشکسته کشور نمی‌کند. 

مشخص نیست چه کسی باید فکری به حال بانک‌های ناسالم کشور و منجلاب فسادی که در آن گیر کرده‌اند، کند. تا کی قرار است مسئولین اقتصادی کشور، روسای نابغه بانک مرکزی و نهاد‌های نظارتی، چشمشان را به روی فساد موجود در بانک‌ها و خیانتی که در حق ۸۵ میلیون ایرانی می‌شود، ببندند.

تا کی قرار است مردم فقرزده ایران، تاوان چپاول و غارت بعضی بانک‌های ناسالم کشور توسط جمعی از رفقا را، با تحمل تورم کمرشکن حاصل از اضافه برداشت این بانک ها، پس دهند؟ چگونه است که برای جنایت‌های ترامپ و نتانیاهو در تهران دادگاه‌هایی هر چند نمایشی برگزاری می‌کنیم، اما حاضر نیستیم در دادگاهی با یک مدعی‌العموم از طرف مردم ایران، به تخلفات و فساد‌های مالی ابربدهکاران بانکی بپردازیم؟

 

اینجا ایران است، سرزمین

 

 

ما در رسانه بورس نیوز و در سال‌های گذشته به دفعات از مشکلات نظام بانکی کشور، بانک‌های ورشکسته و بحران‌های ناشی از آن نوشته‌ایم. از بانک آینده که نمادی از فساد، اهمال، سکوت و فروپاشی یک اقتصاد بی سر و سامان است گرفته تا امپراتوری‌های موجود در بانک پاسارگاد، تخلفات گسترده در بانک ایران زمین و ...، همه و همه تنها نمونه‌های کوچکی از فساد سازمان یافته، سوءمدیریت و سوءاستفاده صاحبان قدرت از جان و مال مردم است.

گزارش چهارشنبه‌های داغ این هفته و هفته آینده را نیز به بحران تلخ بانک سرمایه اختصاص می‌دهیم و خواهیم دید که شرایط این بانک تا چه اندازه وخیم و نگران‌کننده است.
پیش از آنکه به شرایط وخیم صورت‌های مالی بانک سرمایه بپردازیم لازم است به احترام مخاطبان گرامی، خلاصه‌ای از آنچه در این بانک رخ داد و معرفی برخی مفسدان و مسببان اصلی ورشکستگی آن ارائه دهیم. 

باورش دشوار است در کشوری چون ایران مفسدان و متخلفان مالی از حمایت‌های ویژه و مجازات‌های به مراتب سبک تری برخوردارند.

متاسفانه در بررسی صورت‌های مالی حسابرسی شده ۶ ماهه سال ۱۴۰۳ بانک سرمایه و هنگامی که فهرست بدهکاران کلان این بانک را مشاهده می‌کردیم به نکات جالبی برخوردیم که بد نیست شما عزیزان هم در جریان قرار گیرید. 


بازی فساد از کجا شروع شد:


نطفه فساد و ماجرا‌های بانک سرمایه درست یکسال پس از تاسیس این بانک توسط صندوق ذخیره فرهنگیان (یعنی همان صندوقی که قرار بود رفاه و آرامش فرهنگیان و معلمان کشور را تضمین کند) در سال ۱۳۸۵ آغاز شد. 

از اقدامات عجیب شهرداری تهران و محمدباقر قالیباف - شهردار وقت - در خرید سهام این بانک، ماجرا‌های عجیب و خجالت‌آور بهروز ریخته‌گران و شهرداری تهران تا چپاول منابع این بانک توسط غندالی، حسین هدایتی، مدلل، رضوی، امامی و ...، نام بانک سرمایه همواره با فساد، رشوه، کلاهبرداری و تخلف همراه بوده است.

شروع رسیدگی به فساد‌ها در بانک سرمایه با کشف تخلفی ۱۵.۰۰۰ میلیارد تومانی در صندوق ذخیره فرهنگیان آغاز شد و تا همین ۲ سال پیش ادامه داشت. قضیه بسیار ساده بود، عده‌ای از برادران گردن‌کلفت موفق شدند با اعمال نفوذ گسترده در میان مدیران عامل و اعضای هیات مدیره بانک سرمایه هزاران هزار میلیارد تومان سرمایه سپرده‌گذاران و فرهنگیان را تصاحب کنند و آن را در راه خیر خرج کنند.

برخی از این دوستان نظیر جناب هادی رضوی (داماد جناب شریعتمداری از وزرا و مدیران با ثبات جبهه اصلاحات) پول‌های یامفت مردم را صرف ارتقاء سطح فرهنگی کشور و ساختن سریال‌های اساطیری شهرزاد و شاهگوش کردند و برخی به مانند حاج حسین هدایتی ترجیح دادند تا در راستای ارتقاء سلامت جامعه، در ورزش ورود کرده و خود را به عنوان رابین هود ورزشکاران مطرح کنند.

 

اینجا ایران است، سرزمین

 

 

دوستان صاحب نام دیگری همانند برادران ریخته‌گران موفق شدند تا با پول‌های یامفت‌شان، سهام شرکت‌هایی نظیر پتروشیمی اصفهان و پتروشیمی بیستون را خریداری کرده و منجر به ارتقای سطح تولید در کشور شوند. البته نمی‌توان نامی از این اساتید اقتصادی کشور آورد و یادی از جناب جهانبانی از خیرین حامی کارتون‌خوابان عزیز و روستائیان گرامی، نیاورد. شخصی که به واسطه سند ملکی مردم بیچاره، مدارک شناسایی کارتون‌خوابان عزیز و ...، موفق به اخذ صد‌ها میلیارد تومان تسهیلات کم‌وثیقه از بانک سرمایه شد. 

چپاول دوستان به حدی بود که حتی پس از گذشت بیش از ۱۰ سال، هنوز بانک سرمایه کمر صاف نکرده و سالانه زیانی ۹ تا ۱۰ هزار میلیارد تومانی را شناسایی می‌کند.


به هر صورت کار خیر همیشه خیر است و ما هم از این دوستان نهایت تشکر را داریم.

 


خیالتان راحت حال همه مفسدین خوب و اکثر آن‌ها آزاد شده‌اند: 

 


اصلا خبر دارید این روز‌ها افرادی نظیر برادران ریخته‌گران، حسین هدایتی، هادی رضوی، محمد امامی و سایر دوستان چه می‌کنند؟ اگر تصور می‌کنید که این دوستان پس از صد‌ها تخلف رنگارنگ نظیر جعل اسناد، پرداخت رشوه، بالا کشیدن هزاران میلیارد تومان سرمایه فرهنگیان و ...، در گوشه‌ای از سلول زندان نشسته‌اند و به فساد و جنایت‌هایی که در حق مردم کشور کرده‌اند، فکر می‌کنند سخت در اشتباهید.

خوشبختانه امروز بسیاری از آنها بدون آنکه پولی را پس بدهند و یا ۱۲ تا ۲۰ سال محکومیت خود را سپری کنند، پس از گذشت یک تا ۴ سال از زندان آزاد شده‌اند و مشغول برنامه ریزی برای ادامه فعالیت‌های شرافتمندانه خود در اقتصاد به سامان کشور هستند. ( البته که مطمئنیم بعدا تکذیبیه خواهد آمد که بعضی از ایشان هم اکنون در فلان بند و فلان زندان، در حال گذران دوران محکومیت خود هستند؛ خدارو شکر)

بیایید پیش از ورود به صورت‌های مالی بانک سرمایه به معرفی برخی از این بزرگواران و سرنوشت آنها بپردازیم:

 

برادران ریخته گران


اگر روزی خواستید اطلاعات اندکی در خصوص نحوه پولدار شدن و چگونگی زدوبند‌های اقتصادی در حلقه حکمرانی ایران به دست بیاورید، کافی است شرح مختصری از وقایع و مباحث مطرح شده در دادگاه‌های بانک سرمایه بخوانید. لازم است یادآور شویم کلیه اطلاعات منتشر شده در این گزارش برگرفته از موضوعات مطرح شده در رسانه‌های دولتی و فعال در ایران است.

ماجرای چگونگی ورود آقایان ریخته‌گران به ویژه بهروز ریخته‌گران به پرونده‌های بانک سرمایه به قدری مضحک و دردناک است که شنیدن شرح کامل آن، شما را روز‌ها و ماه‌ها به فکر فرو می‌برد.

باورش دشوار است، اما در ماجرای ورود جناب ریخته‌گران به بانک سرمایه، پای مدیران وقت شهرداری تهران و کاپیتان قالیباف رئیس کنونی مجلس ایران و کاندیدای همیشگی ریاست جمهوری ایران هم در میان است. اگر بخواهیم خیلی خلاصه در خصوص چگونگی سهامدار شدن جناب ریخته‌گران در بانک سرمایه توضیح دهیم، لازم است بدانید، در سال ۱۳۸۵ جناب قالیباف - شهردار وقت -  در راستای بلندپروازی‌ها و کاهش نقش ۴ درصدی‌ها در اقتصاد، تصمیم گرفتند تا برای شهرداری بانک تاسیس نمایند؛ بنابراین ایشان و شهرداری تهران شروع به خرید و تجمیع سهام خرد بانک سرمایه به میزان ۳۸ درصد از کل سهام این بانک می‌کنند. اما چند ماه پس از اینکه مشخص شد اقدامات ایشان بدون اطلاع شورای شهر بوده و پای تاسیس بانک شهر به میان آمد تصمیم به واگذاری بلوک ۳۸ درصدی بانک سرمایه کردند.

اینگونه بود که یکی از مضحک‌ترین معاملات قرن رقم می‌خورد. یک طرف شهرداری تهران به ریاست کاپیتان قالیباف و یکطرف استاد ریخته‌گران که طی توافقی، بلوک ۳۸ درصدی بانک سرمایه را در قبال ۲۳۵.۰۰۰ تن میلگرد مورد نیاز تکمیل پروژه نواب تاخت می‌زنند.

 

اینجا ایران است، سرزمین

 

 

کاپیتان قالیباف به همراه سازمان عریض و طویل شهرداری تهران سهام را به نام ریخته‌گران می‌کنند، اما خبری از میلگرد‌های جناب ریخته گران نبود. تنها استناد ریخته‌گران یک تکه کاغذ از یک انبار در شورآباد بود که آن هم با رشوه به صاحب انبار تهیه شده بود. (وقتی کارشناسان شهرداری به انبار شورآباد مراجعه می‌کنند تا ۸۰.۰۰۰ تن از ۲۳۵.۰۰۰ تن میلگرد را تحویل بگیرند متوجه می‌شوند که حتی یک میلگرد هم در انبار وجود ندارد. البته آثار میلگرد‌های گمشده همچنان در تورم و اقتصاد کشور احساس می‌شود)

 

اینجا ایران است، سرزمین

 

 

بالاخره پس از ۵ تا ۶ سال کش و قوس، شهرداری تهران ایشان را مجاب (شاید هم خواهش و تمنا) می‌کنند که پول یا سهم شهرداری را پس دهند ولی این سهم کجا و آن سهم کجا؟ تکلیف ۵ تا ۶ سالی که جناب ریخته‌گران هر کاری خواستند با منابع بانک سرمایه کردند، چه می‌شود؟ از وام‌های کلان به خودی‌ها و خرید پتروشیمی‌های اصفهان و بیستون تا...

جالب‌تر آنکه بدانید جناب ریخته‌گران سرانجام بابت بلوک ۳۸ درصدی بانک سرمایه حدود ۳۵۰ میلیارد تومان پول به شهرداری تهران می‌دهد، اما نه از ارثیه پدرشان بلکه از منابع و ضمانتنامه‌هایی که از بانک سرمایه در بانک تجارت سپرده کرده بودند.

به عبارتی جناب ریخته‌گران موفق شدند تا به واسطه بی‌کفایتی مدیران وقت شهرداری تهران و ولنگاری بانک مرکزی در زمان محمود احمدی‌نژاد، بدون هزینه کرد حتی یک ریال، هم ۳۸ درصد از سهام بانک سرمایه را به دست بیاورند و هم به واسطه سهامدار عمده بودن و داشتن ۲ سیت هیات مدیره در بانک سرمایه، وام‌های کلان و بدون بازگشتی به زیر مجموعه‌هایش برای خرید پتروشیمی اصفهان و بیستون اعطا نمایند.

حالا شما قضاوت کنید کدام انسان عاقل یا سازمان با در و پیکری، قبل از آنکه میلگرد‌ها را تحویل بگیرد بلوک ۳۸ درصدی سهام را به نام طرف مقابل می‌کند؟ نقش بانک مرکزی در این ماجرا‌ها چه بوده است؟ اعضای شورای شهر کجای بازی بوده‌اند؟ و هزاران هزار سوالی که حتی مرغ پخته را هم به خنده وادار می‌کند.

البته اهالی بورس به واسطه اتفاقات پتروشیمی اصفهان شناخت بیشتری از جناب ریخته‌گران دارند و خواندن جزئیات آن موضوع هم می‌تواند شما را تا چند ساعت به فکر عمیق فرو ببرد.

 

سوال: جناب ریخته‌گران کجاست و تکلیف بدهی‌هایش به بانک سرمایه چه شد؟


با مراجعه به صورت‌های مالی ۶ماهه حسابرسی شده سال ۱۴۰۳ بانک سرمایه که در کدال بارگذاری شده است، جناب ریخته‌گران که به ۲۰ سال زندان و رد مال محکوم شده بود، همچنان بیش از ۲.۰۰۰ میلیارد تومان به بانک سرمایه بدهکار است.

 

اینجا ایران است، سرزمین

 

بنابراین رد مالی که انجام نشده، اما آیا این دوستان مجازات زندان را تحمل کردند؟ خیر 


بنا بر اظهارات سخنگوی قوه قضائیه در بهمن سال ۱۴۰۲، فیروز ریخته‌گران در سال ۱۴۰۲ آزاد شد، اما قرار بود بهروز ریخته‌گران به تحمل مجازات ۲۰ ساله‌اش بپردازد.

 

 

اینجا ایران است، سرزمین

 

 

و، اما...


بر اساس اظهارات سخنگوی جدید قوه قضائیه در سال ۱۴۰۳ و به حول و قوه الهی و الطاف مسئولین امر، جناب بهروز ریخته‌گران توانستند ۲۰ سال مجازات حبس خود را به طور جهشی تحمل کرده و در سال ۱۴۰۳ از زندان آزاد شوند.

 

اینجا ایران است، سرزمین

 

چند سوال بچگانه


۱-    چرا ۲۰ سال ما با ۲۰ سال مسئولین متفاوت است؟ سال‌ها برای ما خیلی دیر می‌گذرد یا برای مسئولین خیلی زود؟

۲-    از سال ۱۴۰۲ که قرار بود جناب ریخته‌گران ۱۵ تا ۱۶ سال مجازات با قیمانده خود را ادامه دهد تا سال ۱۴۰۳ چه اتفاقی افتاده بود که ایشان آزاد شدند؟

۳-    اگر بنا به اظهارات سخنگوی قوه قضاییه این بزرگواران مطالبات بانک سرمایه را تسویه کرده‌اند چرا هیچ اطلاعیه یا شفاف‌سازی در سامانه کدال بابت تسویه ۲.۰۰۰ میلیارد تومانی ایشان در سامانه کدال دیده نمی‌شود؟ چرا این تسویه حساب در صورت‌های مالی ۶ ماهه و ۹ ماهه بانک سرمایه دیده نمی‌شود؟

 

سخن آخر و یک سوال کوچک


نمی‌دانم داستان یک مادر کرجی که ۱۰ سال از زندگی خود بابت ۲ میلیون تومان بدهی به خواهرش را پشت میله‌های زندان سپری کرد شنیده‌اید یا خیر؟ 

مادری کرجی که در سال ۱۳۸۶ به دلیل سرقت طلای ۲ میلیون تومانی از خواهرش به رد مال و یک سال حبس متهم شده بود، به دلیل رشد قیمت طلا به ۲۰ میلیون تومان و عدم توان بازپرداخت، ۱۰ سال از عمرش را در زندان کرج گذراند تا یک نیکوکار البرزی با پرداخت بدهی، ایشان را از زندان رها کرد.

 

اینجا ایران است، سرزمین

 

سوالی که احتمالا برای شما هم پیش می‌آید این است که چرا یک مادر برای سرقتی ۲ میلیون تومانی و عدم توان بازپرداخت بیش از ۱۰ سال از عمر خود را پست میله‌های زندان سپری می‌کند، اما بانک‌خوارانی با ده‌ها مورد فساد، رشوه و تحمیل زیانی سنگین به مردم یک مملکت، حتی ۳ یا ۴ سال هم در زندان حضور ندارند؟

فرق مادر کرجی که بابت ۲ میلیون تومان بدهی ۱۰ سال از زندگی‌اش را در زندان سپری کرد با برادران ریخته‌گران یا امامی‌ها یا پهلوان‌ها، زنجانی‌ها و هادی رضوی‌ها در حکومت اسلامی با الگوگیری از عدل علی - ع - چیست که شاهد چنین تبعیضی هستیم؟

 

نتیجه اخلاقی داستان


خدای ناکرده اگر می‌خواهید دزدی کنید، فقط به رقم‌های بیش از ۲.۰۰۰ تا ۳.۰۰۰ میلیارد تومانی فکر کنید چرا که شواهد به دست آمده نشان می‌دهد مجازات فساد کلان به مراتب پایین‌تر از سرقت گوشی یا کیف دستی از یک پیرزن است.

در هفته آینده به سراغ سایر مفسدین بانک سرمایه و اوضاع و احوال آنها خواهیم پرداخت. با ما همراه باشید.

بورس نیوز، رسانه تخصصی بازار سرمایه در راستای شفافیت هرچه بیشتر و روشن شدن مسیر سرمایه‌گذاری سهامداران، آمادگی درج پاسخ افراد و نهاد‌های ذکرشده در مطلب را دارد.

 

اشتراک گذاری :
اخبار مرتبط
مسئولین، نوش جانتان، مردم همیشه در صحنه با گرسنگی و فقر بیشتر جبران می‌کنند
چهارشنبه‌های داغ: غنائم تمام و ثروت‌های چند ده هزار میلیارد تومانی تقسیم‌شده، اکنون نوبت رسیدگی به معضلات بانک آینده هست
مسئولین، نوش جانتان، مردم همیشه در صحنه با گرسنگی و فقر بیشتر جبران می‌کنند
چهارشنبه‌های داغ: به مسئولین و حاکمان، ماهانه ۱۵ میلیون تومان حقوق دهید/ یا اوضاع را درست می‌کنند یا همچون کارگران از گرسنگی می‌میرند؛
"دلار ۱۰۰ هزار تومانی و یک نسل کشی تاریخی"
تمام روسای بانک مرکزی را محاکمه کنید/
شاید وقت آن رسیده که مراقب پول‌هایتان در "بانک آینده" باشید
تمام روسای بانک مرکزی را محاکمه کنید/ "بانک آینده" نظام بانکی ایران را نابود خواهد کرد
چهارشنبه های داغ: عاقبت خصوصی سازی و تبعات واگذاری خودرو سازی هایتان را هم خواهیم دید
" این گوشت و جان مردم است که به هم تعارف می کنید، نه اموال پدرتان"
ارسال نظر