پیش بینی آینده دشوار نیست، اگر "توهم دانایی" و "امید واهی" امان دهد

به گزارش بورس نیوز، در گزارش چهارشنبههای داغ نوروزی هفته گذشته به پیشبینیهای صورت گرفته در خصوص شرکتهای مخابرات ایران، بانک ایران زمین و خرید بدفرجام و ۲۴.۰۰۰ میلیارد تومانی پالایشگاه تهران اشاره کردیم و دیدیم که چگونه سوءمدیریت و ناکارآمدی مدیران، سالی سخت و توامان با زیان برای سهامداران این شرکتها به ارمغان آورد.
در گزارش چهارشنبههای داغ نوروزی این هفته نیز به بررسی برخی دیگر از سوژههای سال گذشته میپردازیم و خواهیم دید که چگونه پیشبینیها و تبعات بحرانهای موجود در این شرکتها، به تحقق پیوست و کام سهامداران را تلخ کرد.
"زماهان " و پروژهای خجالت آور که بسیاری از سرمایه گذاران را نقره داغ کرد
در ۲۷ تیر ماه سال ۱۴۰۳ در گزارشی به معاملات عجیب و حباب قیمتی شکل گرفته در نماد زماهان (شرکت تولید گوشت مرغ ماهان) اشاره نمودیم و عنوان کردیم که اصلیترین دلیل زیان مایوسکننده ۲۲ میلیارد تومانی این شرکت در سال ۱۴۰۲، اتخاذ سیاستهای غلط، نرخهای دستوری و وعدههای توخالی دولت منتسب به شهید رئیسی، رئیسجمهور محبوب جناب قاضیزاده هاشمی است.
" بنیاد شهید تخم مرغهایش را به قیمت تخم طلا با شما حساب میکند؟ "
همچنین در این گزارش به ارزش تقریبی داراییهای این شرکت و به موضوع حباب قیمتی موجود در این نماد پرداختیم. چرا باید شرکت کوچکی که از حیث سودآوری و حتی از حیث داراییها، ارزشی بیش از ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلیارد تومان ندارد، با بیش از ۳،۰۰۰ میلیارد تومان ارزش در بازار سرمایه معامله شود.
اشاره کردیم که چرا سهامدار عمدهای همچون سازمان اقتصادی کوثر، نمیتواند بازارگردانی موفقی روی نمادهای تحت مدیریتش داشته باشد تا نوسانات عجیب و حبابهای قیمتی چنین شرکتهایی، منجر به زیانهای هنگفت و بی اعتمادی سرمایه گذاران بازار سرمایه نگردد؟
عنوان کردیم که اگر ارزش بیش از ۳هزار میلیارد تومانی شرکتی با ۲ میلیارد تومان وجه نقد و تحقق ۲۲ میلیارد تومان زیان خالص، حباب نیست، پس چیست؟
مضحکتر آنکه ارزش عجیب و حباب گونه ۳.۰۰۰ میلیارد تومانی این شرکت در انتهای تیر ماه سال ۱۴۰۳ (تاریخ گزارش چهارشنبههای داغ) به بیش از ۵.۹۰۰ میلیارد تومان در ابتدای آذر ماه سال ۱۴۰۳ رسید. شاید بقیه ماجرا و سرانجام سرمایه گذارانی که وارد پروژه سفته بازی این سهم شدهاند را بهتر از ما بدانید. همان داستان همیشگی.
عدهای از دوستان بدنام قدیمی و سفته بازان مطرح در بازار سرمایه، با استفاده از منفعل بودن سهامداران عمده (و با احتمال بسیار بالا با هماهنگ بودن مدیران پاکدست دولتی) و سرمایههای هدایت شده، قیمت سهام یک شرکت کوچک را به چندین برابر ارزش واقعی میرسانند. سفته بازان گرامی پس از پیاده سازی موفقیت آمیز پروژه خود و ورود تعداد زیادی از سرمایه گذاران خرد و آماتوری که مدتها با دیدن معاملات و افزایش قیمت وسوسه شدهاند، از سهم خارج شده و به پولشان میرسند و سهامداران آماتور هم به زیانهای سنگین شان.
ارزش در حدود ۶.۰۰۰ میلیارد تومانی شرکت ماهان در ابتدای آذر ماه ۱۴۰۳
ارزش ۱۵۰۰ میلیارد تومانی و افت ۷۵ درصدی شرکت در کمتر از ۴ ماه تا فروردین ۱۴۰۴
جالب آنکه سهامداران مال باخته این شرکت از شاکیترین سهامداران ماههای اخیر و همچنین از پرهیاهوترین مشارکت کنندگان در کانالهای بورسی بودهاند. ما هم با آن قسمتی که معتقدید نهادهای نظارتی میبایست جلوی سفته بازان و دستکاریهای قیمتی را بگیرند، موافقیم، اما این که چرا با عدم آگاهی کافی و صرفا با سیگنال چند کانال معلوم الحال تلگرامی اقدام به خرید سهامی بی ارزش در قیمتهایی نجومی میکنید، تنها به عملکرد شما دوستان مرتبط است.
" یادتان باشد اگر کلاهتان را سفت بگیرید کاری از دست همسایگان دزد شما بر نمیآید "
کاغذ پارس و اعلام زیانی که کمتر کسی باور میکند
در ابتدای مرداد ماه سال ۱۴۰۳ به بررسی وضعیت عجیب و داستان خصوصی سازی شرکت کاغذ پارس پرداختیم. دیدیم که قطعیهای مکرر برق و بحران آب در استان خوزستان چگونه منجر به افت چشمگیر تولیدات شرکت گردیده است.
" کاغذ پارس " اولین قربانی بحران آب و برق؟ یا برندهای دیگر در بازی خصوصی سازی؟
به اعتصابات مکرر و بازیهای تعدیل نیرو در این شرکت پرداختیم و گفتیم که وقتی در کشوری، اصناف تا به این حد کوچک و ذلیل شمرده میشوند، وقتی کارگران هیچ محلی برای تجمع و احقاق حقوقشان ندارند، وقتی نمایندگی طیف وسیعی از کارگران و کارمندان کشور به عدهای دستنشانده برای حضور در جلسات فرمالیته و افزایش حقوق سالانه منحصر شود، نمیتوان انتظاری برای رفتار عادلانه با کارگران داشت.
اشاره کردیم که بر اساس ادعاهای موجود مدیران شرکت در ۲ سال گذشته، کاهش چشمگیر دسترسی این شرکت به آب و برق منجر به کاهش چشمگیر ظرفیت تولید و درآمدها در شرکت طبیعت سلولزی شده است. در نتیجه با توجه به ماهیت خصوصی بودن این شرکت و تصمیمات هیات مدیره در راستای کاهش هزینهها و جلوگیری از زیانده شدن، شرکت ناچار به تعدیل بیش از ۷۰ نفر از پرسنل خود شده بود.
دیدم که چه منافعی از عرضه سهام این شرکت، آن هم در ارزشهای بیش از ۱۱.۷۰۰ میلیارد تومانی نصیب خانواده مقدم به عنوان سهامداران عمده شده و همچنین عنوان نمودیم که به نظر میرسد، پروژه پرسود خصوصیسازی برای خانواده مقدم به پایان رسیده و وقت مشارکت در خصوصیسازیهای دیگر و شناسایی سودهای بیشتر است.
اما به نظر شما ۸ ماه پس از انتشار این گزارش شرایط شرکت چگونه است؟ آیا مدیران لایق و سهامداران عمده دغدغهمند موفق به حل مشکلات شدهاند؟
خیر
تبدیل سود ۴۰ میلیارد تومانی در سال مالی ۱۴۰۲ به زیان ۲۴۰ میلیارد تومانی در سال ۱۴۰۳ تنها یکی از دستاوردهای افتخارآمیز و قابل پیش بینی مدیران این شرکت خصوصی سازی شده میباشد.
و حالا نوبت به فروش املاک و تقسیم آخرین غنائم به جای مانده از شرکتهای خصوصیسازی شده رسیده
بیتردید تقسیم غنایم و از دست رفتن داراییهای شرکتهای قدیمی و خصوصیسازی شده یکی از وجوه تشابه اکثر این شرکتها میباشد. این بار نوبت به شرکت کاغذ پارس و جنابان مقدم رسیده تا با فروش ملک تجاری تهران خود، تسهیلات دریافتی از بانک شهر را تسویه نمایند.
تسهیلاتی که تنها خدا میداند آیا صرف بهبود و ارتقاء تولید و رفاه کارگران شده و یا به عناوین و روشهای گوناگون از شرکت خارج شده است.
به هر حال آنچه از شواهد پیداست اینکه ظاهرا پروژه خصوصیسازی و مفتخری جناب مقدم در شرکت کاغذ پارس به انتها رسیده، سودهایی هنگفت شناسایی شده، منافع چشمگیر بدست آمده و از این پس میتوان به خروج ایشان از شرکت، تعدیل نیروی گسترده، کاهش تولیدات و با احتمال بالا واگذاری اموال و داراییهای این شرکت قدیمی، حساب ویژهای کرد.
نفرین اصغر قندچی، سایپا دیزل را رها نخواهد کرد
در یکی از پرخوانندهترین و پراستقبالترین گزارشات منتشر شده چهارشنبههای داغ در سال ۱۴۰۳، به داستان عجیب و متاثر کننده اصغر قندچی و شرکت سایپا دیزل پرداختیم.
از بزرگمردی به نام اصغر قندچی نوشتیم. گفتیم که وی پس از سال ۱۳۴۰ نهضت تولید خودرو و کامیون را در ایران به راه انداخت و سبب ایجاد موج گستردهای در صنایع ایران شد. او کامیونهای ماک را براساس شرایط آب هوایی ایران و شرایط جادهای ایران تقویت میکرد. به همین دلیل در آن دوران کامیونهای تولیدی در ایران مشتریان بیشتری نسبت به محصولات مشابه خارجی داشتند.
"اصغر قندچیها" را حذف کردیم تا افتضاح "سایپا دیزل" را به بار بیاوریم؟
روزی اصغر قندچی مدیر عامل ایران کاوه به عنوان یک ایرانی، آن قدر مهم شده بود که برای ثبت سفارش در آمریکا، فاصله فرودگاه تا کارخانه را با هلیکوپتر میرفت و امروز همان شرکت، به علت مسدود بودن حسابهایش، حتی توان ثبت سفارش محصولات بیکیفیت چینی هم ندارد.
اوضاع برای شرکت سایپا دیزل هم در سال ۱۴۰۳ خوب پیش نرفت تا مشخص شود، صنعت خودروسازی کشور به ویژه زیرمجموعههای شرکت ورشکسته سایپا به این زودیها رنگ بهبود و پیشرفت را نخواهند دید.
تقلیل خجالت آور و ناامید کننده تولیدات و فروش شرکت در سال ۱۴۰۳، تنها یکی از نشانههای اثبات آنچه در خصوص شرکت سایپا دیزل گفتهایم، بود.
شرکتی که سال ۱۴۰۲ را با فروش تعداد ۲.۱۰۷ دستگاه کامیونتهای سنگین و سبک به پایان رسانده بود، در سال ۱۴۰۳ با ثبت افتی ۶۰ درصدی تنها ۸۶۱ دستگاه به فروش رساند تا به باری دیگر به سهامداران این شرکت یادآور شود که تورم، تحریم و انحصار فروش نمیتواند بی لیاقتی و سوء مدیریت را جبران نماید.
تبدیل ۲۹۱ میلیارد تومان سود عملیاتی در ۹ ماهه ۱۴۰۲ به ۴۰ میلیارد تومان سود در ۹ ماهه نخست سال ۱۴۰۳ از دیگر دستاوردهای درخشان و غرور آفرین مدیران دولتی و دست نشانده این شرکت میباشد.
بد نیست سهامداران این شرکت در جریان باشند که اگر درآمدهای بیکیفیت غیرعملیاتی این شرکت در ۹ ماهه نخست سال ۱۴۰۳ نبود، شاهد شناسایی زیان خالصی ۲۴۲ میلیارد تومانی از سایپا دیزل در این مدت بودیم.
درآمد بی کیفیت و غیر عملیاتی که ناشی از شناسایی سود سهامی ۲۷۰ میلیارد تومانی از شرکت زیر مجموعه اش با نام " شرکت خدمات فنی رنا " میباشد.
سوال اینجاست که آیا میتوان روی چنین سودی حساب باز کرد؟ سایپا دیزل وجه نقدی بابت سود مصوب خدمات فنی رنا دریافت خواهد کرد؟
خیر
به جریان وجوه نقد شرکت خدمات فنی رنا نگاه کنید. از نظر شما شرکتی که در ۶ ماهه نخست سال ۱۴۰۳، ۴۸ میلیارد تومان جریان خروجی از فعالیتهای عملیاتی به ثبت رسانده و تنها ۹ میلیارد تومان وجه نقد در حسابهای خود دارد، توان پرداخت ۲۷۰ میلیارد تومان سود سهام به سایپا دیزل را خواهد داشت؟
البته لازم به ذکر است که همان ۲۷۰ میلیارد تومان سود مصوب تقسیمی شناسایی شده در شرکت خدمات فنی رنا نیز ناشی از یک معامله درون گروهی بی ارزش در سال ۱۴۰۰ بوده است که مدیران شرکت با توجه به وخامت اوضاع در سال ۱۴۰۳ تصمیم به رونمایی از آن در این سال گرفتهاند.
بنابراین همانگونه که اشاره شد سهامداران این شرکت مفلوک و نگون بخت، در تحلیلها و محاسباتشان زیانی ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیارد تومانی را برای شرکت مدنظر قرار دهند و نه سود ناچیزی در حدود ۲۰ تا ۳۰ میلیارد تومان.
بورس نیوز، رسانه تخصصی بازار سرمایه در راستای شفافیت هرچه بیشتر و روشن شدن مسیر سرمایهگذاری سهامداران، آمادگی درج پاسخ افراد و نهادهای ذکرشده در مطلب را دارد.







